تبليغاتX
از عشق تا نفرت
اونور ديوار هميشه اونور ديوار نيست،شايد يه جايي مثله ذهنه تو باشه!
+ نوشته شده در چهارشنبه 17 بهمن1386ساعت 20:27 توسط سهیل |

.

.

.

سفر ایستگاه

قطار میرود

تو میروی

تمام ایستگاه میرود

 

ومن چقدر ساده ام

که سالهای سال

درانتظارتو

کنار این قطار رفته ایستاده ام

 و هم چنان به نرده های ایستگاه رفته

تکیه داده ام

 

زنده یاد قیصر امین پور

+ نوشته شده در چهارشنبه 17 بهمن1386ساعت 20:21 توسط سهیل |

 

یه روزی

یه جایی

یه جوری

یه کسی

یه چیزی

می خواد بهت بگه بهش فرصت بده بهش فرصت بده

+ نوشته شده در چهارشنبه 17 بهمن1386ساعت 20:20 توسط سهیل |

 
 
چون موج غرق خواهشی به سوی ساحل وجودت می تابم و برای رسیدن به مرز بودن در دیدگان

نافذت خود را به صخره های دریای دیدگانت می کوبم وگریه سر می دهم با چشمان بی صدا واشکهای ناپیدا

دوست دارم غریقی باشم بی نجات آن گاه که دریای من دریای دیدگان توست تو ای راز زیبا

+ نوشته شده در چهارشنبه 17 بهمن1386ساعت 20:19 توسط سهیل |

 

واشک موهبتی است الهی تا آتش درونت را فرو نشاند

ونوازش های مهربانانه ی پروردگار را بر بستر وجود خویش دریابی

آن گاه پاسخ لبخندهای خدا را می دهی و می گویی آسوده وسبکبال

خدایا!ترا سپاس برای تمام آنچه ارزانی ام کرده ای.

+ نوشته شده در چهارشنبه 17 بهمن1386ساعت 20:18 توسط سهیل |